محمد مهدیمحمد مهدی، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه سن داره

وروجک

اخم دایی

امروز وقتی کوچولو غذانمیخورد گفتم دایی دعوات میکنه ها شیطون بلا گفت بجور(اینجوری)       کوچولوم عاشق داییش هرچیزی که دوست داره اگه بپرسم کی خریده میگه ادایی صدای زنگ در بیاد میگه ادایی قاقا بخریم میگه ادایی درهمه حال فقط ادایی     ببخشیدعکس جدید این دورو نداشتم ...
29 بهمن 1392

پازل

پسر کوچولوم این روزها خیلی دوست داره پازل درست کنه   البته باجمله های بامزه ای که میگه مامان ات پازه گوش (مامان بشین پازل درست کن)       البته مامانی کمکش میکنه     اخرش هم پوه بوس بو (پوه خرسه بوس بفرما)   ...
29 بهمن 1392

یک روز خوب

سلام امروز روز خیلی خوبی هست چون پسر کوجولوم بعداز مریضی شدید باز امروز شلوغی هاش رو شروع کرد وای که چقدر دلم برای کارهاش تنگولیده بود     البته عکسهاجدید نیستن     باکارهای جدیدت نوشتن سخت شده مثلا تا چشم منو دور میبینی دیوار مینویسی       یا وقتی سر گرم کاری هستم همش اب میخوای یا ابازی میخوای (اسباب بازی)و...   ...
24 بهمن 1392

این روزها

این روزهاپسر کوچولوی من بیشتر باسه چرخه وماشینش مشغول هست ولوازم برقی خونمون یک نفس راحتی میکشن       اکثر وقت ها خرس کوچولو رومی بره دی دی     نفسم اینجا داشت منم سوار میکرد انم سوار سبد کوچولوی جلوی سه چرخه به زور هم میگفت باید سوار شی       اخه مگه من جا میشم بلا   چندروز پیش خواستم یک کیک بپزم که محمد مهدی هم امد کمکم انم چه کمکی اگه گفتین؟       اولش فوت کردن ارد بود واااااااااااااااااااای چه قه قه های  ای کاش میشد ظرف ارد رونگیرم ولی خوب دیگه...   بعداز جمع کردن وتمیز کاری دیدم یک تخم مرغ برداشت...
8 بهمن 1392
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به وروجک می باشد